وضعیت زنان دردوران قاجار

دربررسی ومرورتاریخ مواردی وجود دارد که سال ها به خاطرنظام مردسالاری درایران ظلم های بسیاری به زن ها شده است. برای مثال دردوره ی قاجار می توان شاهدتحول بزرگی درتغییرنظام سیاسی بود. دراین دوره بود که کم کم زنان مبارزاتی را برای احقاق حقشان شروع می کنند.

هدف نهایی تربیت دختران، آماده کردن آنها برای ازدواج بود، خانواده های ایرانی ازوقتی دخترانشان کوچک بودند به فکریافتن شوهرمناسبی برایشان می بودند و به آنها می گفتند که خوشبختی آن ها بستگی به ازدواج مناسب شان دارد. این عقیده ازمادربه دخترانتقال پیدا می کرد.[1]ضمن این که دربعضی مناطق روستایی و ایلی ایران این موضوع هنوز به چشم می خورد هرچند به شّدت روزگاران گذشته نمی باشد.

 درآن زمان به طورکلی به تحصیلات دختران اهمیت داده نمی شد، وتحصیل آنان مختصرویا اصلا" تحصیلی نمی کردند. دختران درسنین پایین ازدواج می نمودند. اغلب تعلیماتی که به آن ها داده می شد تنها برای خواندن قرآن کافی بود. به طورکلی درجامعه نوشتن برای زنان زائد محسوب می گشت، تصور براین بود که سوادآموزی اخلاق را ازبین می برد وحتی از نظر بعضی مردها سوادآموزی برای دختران حرام محسوب می شد ، چون می توانستند بوسیله ی آن نامه های عاشقانه بنویسند. باز هم بین دختران خانواده های اغنیاء وطبقه متوسط وفقیراین موضوع متفاوت بود. خانواده های اغنیاء برای دختران خود معلمی خصوصی می گرفتند که کمی به آنها عربی، فارسی، شعر، ادبیات و شاید مختصری حساب می آموختند .[2]

یک مرد طبق قوانین شرع اسلام می  توانست چهار زن عقدی و تا بینهایت زن صیغه ای داشته باشند. دراین زمان و با شرایطی که گفته شد زن ها درمنزل شوهراحساس امنیت نمی کردند، آن ها می دانستند که یک روز زنی دیگر خواهد آمد وسوگلی شوهرش می شود و به راحتی ازچشم شوهرخواهند افتاد. ارث بردن دخترازپدر، نصف ارث پسربود، سهم ارث زن از شوهرفقط ازاموال نقدی بود بنابراین بسیاری از زنان هنگامی که درسنین بالا بیوه می شدند، شدیدا" درمضیقه مالی قرارمی گرفتند، واین موضوع باعث گرایش زن ها به جمع آوری طلا و زیورآلات شده بود. آن ها به علت بی ثباتی وضعیت شان واینکه امکان داشت موقعیت فعلی آنها تغییرکرده وسوگلی جدیدتری به جای آن ها بیاید درجمع آوری مال افراط می نمودند.[3]

زنان درهرطبقه ازلحاظ اقتصادی دارای آزادی هایی بودند مانندخرید، فروش، اجاره دادن یا اجاره کردن، ملک داری، ارتباط با مباشر و وکیل، استقراض و غیره که نمونه هایی از این نوع معاملات موجود است، اما درباره ی ازدواج، طلاق، رابطه با شوهروحق حضانت فرزند هیچ حقی نداشتند. مرد به میل خود زنش را طلاق می داد و زنان دیگری به صورت صیغه ویا عقدی می گرفت ودراین شرایط نیز بچه ها کماکان تحت سرپرستی مردان قرارداشتند.[4]این قوانین تاکنون نیز وجود دارد و تغیرات چندانی نداشته است. بیشترقوانین حقوقی درجامعه ی  ما به نفع مردان است زیرا این قوانین را خود مردان نگاشته اند.

درمیان زنان دربارقاجار، زنان با استعداد بسیاری وجود داشت، زنانی که درشعروادبیات و... دارای ذوق واستعداد بودند ولی با حصرآنها دراندرونی باعث اتلاف این استعدادها شده بودند. زن ها با آنکه وظیفه سخت تربیت فرزندان را به دوش خود داشتند وحتی بعضی مواقع بارسنگین زندگی بردوش آنها بود، ولی متاسفانه به چشم نمی آمدند وهمیشه موردکم لطفی ونامهربانی قرارمی گرفتند و اگرزنی می خواست پا را فراترازچهارچوب منزل بگذارد مورد سرزنش و تهمت ها قرارمی گرفت. شرایط زنهای روستایی و ایلیاتی نیز بهتراززنان شهری نبود. آنها نیزصبح تا شام درحال فعالیت وتلاش بودند ودرنهایت نیزاین مردان بودند که دارای نام ونشان به حساب می آمدند، حتی زنان روستایی وایلیاتی علی رغم کاروتلاش درمنزل درخارج از منزل نیز به فعالیت مشغول بودند، آنها درمزارع وباغ ها، چرای گله، قالی بافی و جاجیم بافی و دربیشترسطوح اجتماعی دوشادوش مردان به فعالیت می پرداختند ولی درنهایت آنها را درجه دو و ضعیفه به حساب می آوردند.

نفوذ پدردرایران بیش از مادران بود وطبق قوانین ومقررات دخترباید بعد از رسیدن به سن بلوغ ازدواج کند، این امر برای طبقات فقیرمتفاوت بود وحتی آنها دختران خود را تا قبل از رسیدن به سن بلوغ شوهرمی دادند. به گفته ی پولاک مردان هفتاد ساله به راحتی با دختری 10 ساله ازدواج می کردند بدون آنکه عمل آنها جلب توجه نماید.[5]

زنان دراندرونی بودند وتنها وظیفه ی آنها شوهرداری و بچه داری و رسیدگی به امور منزل بود. اوحق داشت تنها در برابر شوهر و چندتن از محارمش بدون حجاب ظاهرشود و اگرنقاب ازچهره اش می افتاد رسم بود که مردی که با او روبرو می شد روی خود را برمیگرداند تا زن صورت خود را بپوشاند[6]، این درحالی است که در قوانین اسلام زدن نقاب نیامده و این امری افراطی بوده است که به زنان ایرانی تحمیل شده بود، این امر پیامدهای دیگری نیز داشت که بیشترخود مردان ازآن صدمه می دیدند تا زنان ، وآن درامرازدواج بود. داماد تا هنگامی که جشن های مراسم ازدواج تمام نشده اجازه ی دیدن عروس را نداشت وحتی اکثرمواقع وقتی نقاب از چهره ی عروس برداشته می شد داماد با صدای بلند می گفت ((بسم الله الرحمن الرحیم)) که این امرنشان می دهد ندیدن عروس و داماد تا زمان ازدواج باعث شده بود که بسیاری از زن و شوهرها به اجبار درکنارهم زندگی کنند و شاید یکی ازعوامل چند همسری درایران نیز همین امر بوده باشد. ندیدن عروس توسط داماد باعث سوء استفاده های خانواده دخترهم شده بود آنها دختری خوش قد و بالا و زیبا را به خانواده ی داماد نشان می دادند ولی در هنگام ازدواج دختردیگری جای آن قرار می دادند، فقدان عشق وعلاقه بین زوجین باعث سردی زندگی زناشویی شده بود. دیدن عروس توسط داماد در زندگی ایلی و روستایی به گونه ای دیگر بود چون زنان ایلی و روستایی نقاب برچهره نمی زدند و این باعث می شد حداقل مردان بتوانند چهره ی زن خود را قبل از ازدواج ببینند و بپسندند[7].

درجوامع سنتی ازدواج مهمترین رویداد به حساب می آمد و اگردختری تا سن 14 سالگی ازدواج نمی کرد باعث نگرانی خانواده اش می شد، مادران به فکرچاره می افتادند و به پیش رمال و جادوگران برای بخت گشایی دخترانشان می رفتند. این نگرشی بود که یک جامعه ی سنتی همانند ایران نسبت به مسئله ازدواج داشت[8].

مهم ترین نقش زن را درجایگاه همسر و یک مادر فداکار می بینیم، دراینجا زن به خود فکر نمی کند واگرزنی نتواند دراین دوجایگاه ایفای نقش کند به عنوان بازیگری ناوارد به چشم می آید وعناوینی همچون ترشیده و اجاق کور برایش بکار می بردند[9]. این زن حتی حق انتخاب اصلی ترین رکن زندگی اش یعنی همسرش را نداشت.

 

مبارزات زنان درانقلاب مشروط

تعریف جنبش

ابتدا باید قبل از شروع نمودن این مبحث تعریفی از معانی جنبش داشته باشیم. به نظرآنتونی گیدنز جنبش اجتماعی (( کوشش جمعی برای پیشبرد منافع مشترک، یا تأمین هدفی مشترک، ازطریق عمل جمعی خارج از حوزه ی نهادهای رسمی )) است.[10]

درتعریفی دیگر جنبش را نهضت حرکتی دریک فرد نام برده که باعث دگرگونی معنادار یک جمع  یا جامعه را فراهم آورده است.[11]

ویا بروس گوئن جنبش را کوشش سازمان یافته گروه یا جمعی می دانند که می خواهند برخی از شئون جامعه را تغییر دهند.[12]

تام باتامور جنبش اجتماعی را بطورکلی کوششی جمعی برای پیشبرد یا مقاومت در برابر دگرگونی درجامعه ای که خود بخشی از آن را تشکیل می دهد تعریف می کند.[13]

ویا دراصطلاح جامعه شناسی می توان جنبش اجتماعی را هرگونه کوشش جمعی برای پیش برد منافع مشترک، یا تأمین هدف اصلی از طریق عمل جمعی خارج ازحوزه ی نهادهای رسمی دانست.[14]

حال که تعاریفی ازجنبش ارائه داده شد به سراغ جنبش زنان مبارزایران درقضایای انقلاب مشروطه می رویم. زنان ایران برای احقاق حقوق خود دست به جنبش هایی زدند ازجمله جنبش های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی،...می باشد.

نهضت مشروطه مقدماتش از 150 سال قبل شروع شده بود. این نهضت براساس آشنایی ایرانیان با دنیای مترقی بویژه اروپا و بیداری طبقات نوخاسته آغازگردید. ارتباط بیشترایرانیان با خارجی ها، مدارس میسیونری فرنگی، نشرکتاب و روزنامه دراین تحولات بی تأثیر نبوده است. مراوده مردان درمیهمانی های رسمی با زنان خارجی وهم چنین زنان آنان با زنان خارجی ها ونمایندگان سیاسی ایران و محصلینی که دراروپا تحصیل کرده بودند دررواج عقاید مربوط به آزادی و دموکراسی و حکومت پارلمانی در ایران بی تأثیرنبوده است.[15]

انقلاب مشروطه دروازه ی ورود ایرانیان به عصرجدید بود[16]. این انقلاب شورشی برعلیه ی باورهای سنتی ونگرش جدید به باورهای جدید وهمسان سازی با پیشرفت های جهانی بود.

حوادث پیش از مشروطه

قبل ازبحث درخصوص مشروطه باید بدانیم اوضاع واحوال جامعه ایران درآن زمان چگونه بوده است ؟ وچه عواملی باعث بروزانقلاب درایران شده است؟ درزمان قاجاریه حکومت ایران مطلقه ی سلطنتی بود و حکم، حکم پادشاه بود. عنوان ها، القاب، حکومت ایالات ، ... همگی با رشوه داده می شد. فساد مالی دربین دولت مردان بیداد می کرد ومردم فقیرروز به روز فقیرترشده وتاب وتحمل شان درزیرفشارمالیات ها تمام شده بود. حکام ایالات تنها به فکر پول اندوزی  و مردم عادی نیز تابع اوامرآنها بودند. ازدوران صفویه پای اروپائیان به ایران بازشده بود واین ارتباطات باعث متحول شدن افکارعدّه ای ازایرانیان گردید ه بود که به آنها بعدها قشر روشنفکراطلاق می شد. دردوران قاجاربه خصوص اززمان عباس میرزا واصلاحاتش  این ارتباطات با اروپائیان بیشترگردید. دراین زمان است که به فرمان عباس میرزا هشت تن برای تحصیل به انگلستان اعزام شدند[17].

مسلما"سفرآنها به اروپا ومشاهده ی نظام سیاسی دُول اروپایی برروی این دانشجویان موثر واقع شد و آن ها توانستند برقشری از مردم ایران از خانواده وبستگان خود گرفته تا آشنایان و نزدیکان تأثیراتی را بگذارند علاوه براین گروه تحصیل کرده و روشنفکرجدید می توان ازعواملی چون ورود صنعت چاپ به ایران نیز نام برد. مسلما"با ورود صنعت چاپ در ایران انتشارکتاب و روزنامه و مجلات نیز افزایش پیدا می کرد و این خود عاملی در روشنگری اقشار جامعه محسوب می شد.

درسال های قبل ازمشروطه به دفعات شاهداعتراضات زنان طبقه متوسط وتهیدست شهری درپایتخت ودیگرشهرها بوده ایم، آن ها به کمبود وگرانی نان اعتراض داشتند وبارها جلوی کالسکه شاه را گرفته واعتراض خودرابه قحطی،گرانی وگرسنگی باخشونت نشان داده اند.دراین زمان بست نشینی درتلگراف خانه ها، سفارت خانه ها واماکن مقدس نیزمرسوم بود. آن ها دراین اعتراضات خود ازگرسنگی خود و بچه هایشان می گفتند، زنان بدنبال راهی برای نجات ازتهیدستی و فقر بودند و جزتوسل جستن به سران حکومت چاره ای نداشتند[18].

نخستین حرکت ملّی دردوره قاجارپس ازشکست ایران درجنگ با روس ها، جنبش خودجوش مردم تهران دردفاع اززنان گرجی مسلمان شده ای بود که سفیرروسیه می خواست آن ها را با تفسیر یکی ازمواد معاهده ترکمان چای آن ها را از شوهران و فرزندانشان جداکرده و با تغییر مذهب به گرجستان بازگرداند، دراین اعتراض خودجوش زنان تهران باشوروحرارت زیادی شرکت نمودند[19]. دراین جریان سفیرروسیه قصد داشت زنان گرجی که ازجور و ظلم و جنگ فرار کرده و به هموطنان مسلمان خود پناه آورده بودند را به سرزمین خود بازگرداند ولی این زن ها دیگربرای خود خانه و کاشانه ای داشتند که این موضوع مورد توجه سفیر روس نبود، دراینجا بود که این زن ها تقاضای کمک از مردم و علما نمودند، شرایط نیز به گونه ای بود که مردم ازظلم و ستم روس ها خسته شده بودند و این واقعه نیز همانند جرقه ای درانبار کاه بود که به ناگاه شعله ورشد و تهران را درشعله های خود سوزاند، بافتوای علما مردم به سفارت روسیه ریختند و زن های گرجی را آزاد نمودند و حدود 80 نفررا به علاوه سفیر روس گریبایدوف را کشتند.

گریبایدوف ازطرف دولت روس برای اجرای مفادعهدنامه ی ترکمان چای به ایران آمده بود، او باید طی 4 ماه پس ازانعقاد این عهدنامه اسرای بین طرفین را طبق ماده ی 13 این عهدنامه به روسیه برمی گرداند .اسرای زن روس و گرجی که به زنی و کنیزی مردان ایرانی درآمده بودند را بدون اجازه ی شوهرانشان به سفارت روس آورد. حتی دوتن اززنان گرجی که مسلمان شده بودند وبه همسری آصف الدوله، دولت مرد قاجار درآمده بودند. گریبایدوف این زن ها را درسفارت نگاه داشت تا شاید نظرشان عوض شود و راضی به بازگشت به کشورشان شوند، دراین زمان آیت الله میرزا مسیح، مجتهد معروف تهرانی فتوا به آزادی این زنان ازدست کافران روسی را داد که با فتوای او زنان ومردان تهرانی به سفارت روس حمله نموده که دراین درگیری ها یک جوان 14 ساله به شهادت رسید و بین 35 تا 80 نفرازجمله گریبایدوف درسفارت روس کشته شد[20].

نکته ای که دراین واقعه وجود دارد این است که بوجود آمدن آن به خاطر زنان بود و دراین واقعه زنان تهرانی حضورچشمگیری داشتند، آن ها به خاطرفتوای علمای دینی دراین حرکت اعتراضی شرکت نمودند.

                                   1-نهضت تنباکو

یکی ازمهم ترین و شاخص ترین اعتراضی که می توان قبل ازانقلاب مشروطه نام برد، حرکت تحریم تنباکو می باشد. دراین نهضت نیز نقش روحانیت حائزاهمیت می باشد. این نهضت درسراسر شهرهای ایران بوقوع پیوست. زنان حرمسرا نیز با دیگر صفوف مردم همراه شده و قلیان ها را شکسته و استعمال هرگونه دخانیات را ممنوع کردند. پروفسور برون واقعه ی انحصارتنباکو را مبداء بیداری و آغازمرحله ای نوین درحوادث اجتماعی ایران می داند[21].

امتیازانحصارتنباکودر8 مارس 1890 به آقای جی.اف.تالبوت اعطاء شد وطی آن کنترل کامل تولید، فروش و صدور تمام تنباکوی ایران به مدت 50 سال به او واگذار گردید و در ازای آن متعهد گردید که سالانه اجاره ای معادل 15 هزارپوند به اضافه ی یک چهارم سود سنواتی(سالیانه) پس از پرداخت تمامی هزینه ها و کسر پنج درصد سود سرمایه، به شاه یا حکومت ایران بپردازد این شرکت تحت عنوان ((شرکت تنباکوی شاهنشاهی ایران)) تأسیس گردید[22].

درآن زمان در ایران استعمال تنباکوبین زن و مرد عمومیت داشت و دادن این امتیاز با این شرایط به یک بیگانه باعث نارضایتی مردم ایران از دولت مردان خود گردید. درسال 1891 طی پیامی از طرف میرزاحسن شیرازی مجتهد ساکن درسامراء عراق، از مردم خواست که استعمال تنباکو را تحریم کرده و تا لغو این امتیاز از استعمال هرگونه دخانیات و تنباکو ممانعت کنند. مردم ایران که پیرو علما و روحانیون بودند به فرمان این عالم بزرگوارگوش فرا داده و تمام دکان های فروش تنباکو تعطیل گردید، قلیان ها را شکستند و دیگر هیچ کس چه در شهرها و دربارو ... دخانیات استعمال نمی کردند و اگر کسی نیز این کار را انجام می داد مورد خشم مردم واقع می گردید[23].

شاه از مخالفت میرزاحسن آشتیانی با قرارداد توتون و تنباکوناراحت شد و دستورتبعید او را به عراق داد. در  اینجا زنان دسته دسته به سوی محله سنگلج حرکت کرده و در دارالشرع اجتماع نمودند. سپس به بازار رفته و هرمغازه ای را که باز بود را می بستند. آن گاه با داد و ناله به ارگ سلطنتی رفتند. مردان نیز به دنبال زنان راه افتادند ، زنان در میدان ارگ به داد و فریاد دست زدند بطوری که شاه به وحشت افتاد. زنان می گفتند: ای خدا می خواهند دین ما را از بین ببرند، علمای ما را بیرون کنند، تا عقد ما را فرنگیان ببندند، اموات ما را فرنگیان کفن و دفن کنند و برجنازه ما فرنگیان نماز بخوانند. کامران میرزا برای آرام نمودن جو حاضر به پیش آن زنان آمد و به آن ها گفت فرنگی را بیرون می کنیم و نمی گذاریم علما بیرون بروند ولی زنان با داد و فغان او را فراری دادند[24]. البته درست است که این قرار داد به زیان ملت ایران بود ولی این گفته ها نیز تا حدودی اقرارآمیز بوده است و دلیل انعقاد این چنین قراردادی تنها ضعف دولت مرکزی می باشد و اینکه حاکمان قاجار تنها به فکر خود و مال اندوزی برای خود بوده اند و به منافع ملت اهمیتی نمی داده اند.

دراین موقع به زنان اطلاع دادند که امام جمعه منصوب شاه، مشغول تهدید مردم است. آن ها به مسجد شاه رفتند و او را از منبر به زیرکشیدند و سپس به میدان ارگ بازگشتند. شاه دوباره برای مردان و زنان پیغام فرستاد و آنان را به آرامش دعوت نمود، ولی زنان فریاد می زدند، ما شاه نمی خواهیم. دراین هنگام وزیر دربار از زنان خواست که به خانه هایشان برگردند ولی او را به باد کتک گرفتند و به نایب السلطنه نیز حمله کرده و اورا فراری دادند. دراین لحظه یکی از زیردستان نایب السلطنه به عده ای از سربازان که به بی پدران معروف بودند دستورتیراندازی به مردم را داد که براثرآن عده ای از زنان و مردان کشته شدند و علما وقتی اینگونه دیدند دستور متفرق شدن مردم را دادند. ولی فردا و روزهای دیگرتا زمان لغو امتیاز تنباکو این اعتراضات ادامه داشت[25]و درآن به وضوح نقش فعال زنان را می توان مشاهده نمود.

به نظرالگار :((هیجانی که برعلیه امتیازتنباکوپدید آمد، از یک سوتکرار نقش سنتی علماء در مخالفت با دولت و ازسوی دیگر پیش درآمد انقلاب مشروطه بود[26])) علاوه برمردم عادی این مخالفت ها در بین دربار و درباریان نیز وجود داشت، هیچ کدام جرأت استعمال تنباکو را نداشتند. زنان درباری هم از کشیدن قلیان سرباززدند و درجواب شاه که پرسیده بود کشیدن قلیان را چه کسی حرام کرده؟ گفتند: همان کسی که ما را به شما حلال نموده[27]. این جواب زنان دربار به ناصرالدین شاه بیانگر احترام و مقام والای مرجعیت دینی در بین مردم در زمان قاجار بود.(( ریاست حرمسرا را انیس الدوله، زن سوگلی شاه برعهده داشت، او دهقان زاده ای از لواسان تهران بود که بارها درجهت خواست عمومی گام برداشته بود[28].))

اعتراض زنان به قرارداد رژی (تنباکو) به تهران محدود نشد، بلکه زنان دیگر شهرها را نیز در برگرفت. نقش زنان شیراز و تبریز بیش از دیگران بود. درشیراز، روحانی مبارز سیدعلی اکبرفال اسیری را به دلیل سخن گفتن علیه قرارداد، دستگیر و تبعید کردند، قریب سه الی چهارهزار زن و مرد درشاه چراغ جمع شدند و تعدادی از آنان، به بستن بازار پرداختند. زنان ایلاتی، اطراف شیراز هم، همراه و همگام با مردان، همه روزه تلگراف های تهدیدآمیز به تهران مخابره می کردند. درتبریز، دسته ای از زنان مسلح، با چادر نمازهایی که به کمربسته بودند، به بازار آمدند و بازار را دراعتراض به قرارداد رژی بستند، و به سرعت درکوچه ها و پس کوچه ها ناپدید شدند. رهبری این زنان را زینب باجی برعهده داشت، آنها با اسلحه و چماق مانع از باز شدن بازار می شدند و این کار را تا لغو قرارداد ادامه دادند[29].

درنقاط دیگری نیز زنان دست به اعتراض و تظلم خواهی نمودند، زنان لاهیجان، زنان رعیت ملایری و زنان رعیت بسطام که دراعتراضات اجتماعی حضورداشتند[30]. درسال 1309 ه.ق اعتراضات علیه شرکت رژی به مشهد هم رسید. حاکم مشهد درآن زمان فتحعلی خان صاحب دیوان بود که درسرکوبی مردم ید طولانی داشت. چیزی نگذشت که شهررا اعتراض فراگرفت، مردم دکان ها را بستند و به کوی و برزنها ریختند. آن ها ابراز تنفراز فرنگیان وبه خصوص انگلیسی ها نمودند وعلیه دولت انگلیس شعار می دادند. ابتدا تظاهرات با مداخله صاحب دیوان و واعظ شیخ محمدتقی تا حدی آرام شد ولی روز بعد مردم باز در مسجد گوهرشاد جمع شدند و علمایی چون واعظ سبزواری، میرزا عبدالرحمن مدرس و گروهی ازطلاب و دسته ای از زنان به مردم پیوستند و در مسجد گوهرشاد به بست نشینی خود ادامه دادند[31]و درنهایت امتیاز رژی با این اعتراضات مردمی لغو گردید.

2-شورش نان

یکی دیگرازحوادث مهمی که باز زنان درآن نقش بسزایی داشتند شورش به خاطرکمبود نان بود. دراوایل ماه محرم و صفر 1321 نانی که به مردم داده می شد همه چیز به غیرازآرد گندم داشت. زنان اجتماع کرده تا به شاه ازکمبود نان وگرانی قیمت آن شکایت نمایند ولی عین الدوله حکمران تهران چندتن اززنان را درخیابان کتک زد که این امرباعث اجتماع دوباره زنان گردید وهرچه خواستند به عین الدوله گفتند. در22 صفر1321 نان ها بهترشد ولی حکومت از کمبود گندم عذرخواهی نمود[32].

کمبود نان درآن زمان دلایل مختلفی داشت ازجمله: قحطی، خشکسالی، خرابی راه های کشور وسوء استفاده دولتی ها که موجب می شد به اندازه کافی گندم برای پخت نان به تهران نرسد. اعتراضات زنان و مردان به جایی نرسید تا آنکه هزاران زن، جلوی شاه را که ازشکارگاه بازمی گشت گرفتند و از شاه تقاضای نان کردند. شاه به جای آنکه به شکایت آن ها رسیدگی کند دستور بستن دروازه ها و سرکوب شورش را داد، ولی چند هزار زن به دروازه بانان هجوم آورده و با سنگ و چوب آن ها را ازپای درآوردند. حتی کلانترتهران محمودخان به امرشاه دستورحمله به زنان را داد ولی بازهم غوغای زنان برای نان ادامه داشت. شاه نیز دستور داد که کلانتررا درهمان محل به دارآویختند. آن روزطغیان خاموش شد ولی مشکل نان حل نشد[33]. به دستورشاه بزرگان شهردرخانه نصرت الدوله جلسه ای ترتیب دادند و میرزا موسی وزیر دارالخلافه ناصری که با نانواها همدست بود را برکنار نمودند و امور نانوایی ها را به ملک التجار واگذار کرده و به غائله ی نان پایان دادند[34].

هم زمان با تهران درپایتخت ولیعهد نشین، تبریز نیز حدود سه هزار زن چوب به دست به رهبری زینب باجی علیه ناتوانی دولت درتأمین نان شهروندان اعتراض نمودند. درطی این اعتراضات حدود 8 زن جان سپردند و تعدادی نیززخمی شدند. زینب باجی با شناسایی و حمله به انبارهای گندم احتکارشده آن ها را بین مردم تقسیم می نمود ،یکی ازاین انبارها متعلق به والی آذربایجان بود. درپی حمله گروه زینب باجی به این انبار 30 نفرکشته و 60نفرمجروح از طرفین به جای ماند، درنهایت والی مجبور به پناه آوردن به منزل ولیعهدشد و انبار گندمش به دست زینب باجی افتاد[35].

ادامه دارد


[1] منصوره اتحادیه،زنانی که زیرمقنعه کلاهداری کردند،تهران،تاریخ ایران،1388،ص21

[2] همان،ص21

 [3]همان منبع،ص21- سهیلاترابی فارسانی،تکاپوی زنان قاجار:فردیت،جهان سنت...،ص4

[4] منصوره اتحادیه،ص20

[5] یاکوب ادواردپولاک،سفرنامه پولاک ،صصص142.143.145

[6] همان ،ص156

[7] همان ،صص148.149

[8] محمدحسین خسروپناه،هدف ها و مبارزه ی زن ایرانی،صص78.79

[9] سهیلا ترابی فارسانی،تکاپوی زنان قاجار:فردیت،جهان سنت و گذرازآن،ص3

[10] آنتونی گیدنز،ص671

[11] باقرساروخانی،ص648

[12] بروس گوئن،ص413

[13] تام باتامور،ص56

[14] سایت ویکی پدیا

[15] اسماعیل رائین،ص8 ومنصوره اتحادیه،صص16/17

[16] مرجان یشایائی،ص43

[17] اسماعیل رائین،انجمنهای سری،ص8

[18] سهیلاترابی فارسانی،ص12

[19] رسول شاه سوار،ص2

[20] علی اصغرشمیم،ص104،مارکام ص66،نفیسی 193ص

[21] غلامعلی عباسی فردوئی،تحریم تنباکوومشروطیت ،ص98

[22] ادواردبراون،انقلاب مشروطیت،صص47/48

[23] همان،صص63/64

[24] سعیدسیرجانی،وقایع اتفاقیه،ض387

[25] سهیلا ترابی فارسانی،ص11 و حسن اعظم قدسی،ص44

[26] مهدی انصاری،شیخ فضل الله نوری ومشروطیت،ص33

[27] یعقوب آژند،قیام تنباکو،ص120

[28] فریدون آدمیت،هماناطق،افکاراجتماعی،سیاسی واقتصادی ...،ص156

[29] حسن کربلایی،تاریخ الدخانیه یا تاریخ انحصاردخانیات،ص110

[30] سهیلاترابی فارسانی،تکاپوی زنان قاجار...،ص12

[31] یعقوب آژند،قیام تنباکو،صص107/108

[32] حاج میرزاسیداحمدتفرشی حسینی،روزنامه ی اخبارمشروطیت وانقلاب ایران،صص2/3

[33] ناصرنجمی،طهران عصرناصری،ص159

[34] کلنل کاساکوفسکی،خاطرات کلنل کاساکوفسکی،ص240

[35] زهرامیرزائی پری،زینب پاشا؛پیشتازبیداری زنان درتبریز